مهمون ايروني در فرنگ...!
من مهمون دوست دارم ؛ الان هم ۱ مهمون عزيز دارم که خيلي هم دوسش دارم؛ ولي چي کار کنم که نه خيلي جام بازه نه خيلي وقتم! وقتي روزها مثل س... (دور از جون شما!) مي دوي تا به يک هدف نصفه نيمه برسي و خودت رو با چنگ دندون روي آب نگه داري... (اون چيزي که شما ايراني-فرنگيهاي عزيز و همه اونهايي که تو غربت شروع کردن از نو بسازن ؛ خيلي خيلي خوب ميشناسن!) خيلي بده که مهمونت؛ زود بهش بر بخوره... :(
اينم فهميدم که
۱. مهمونهاي ايروني هستن که خيلي زود ناراحت ميشن.
۲. اون ها که مسن تر هستند خيلي بيشتر.
۳. اون ها که مرد هستند خيلي خيلي زودتر ... (کافيه مثلا بگي ...عزيزم ؛ دستم بنده چايي رو خودت بريز بيزحمت!).
۴. اون ها که قلبشون هم ۱ کم ناراحته ؛ دلشون هم خيلي خيلي نازکتره ...
۵. اگه باهاشون نباشي؛ ناراحت ميشن.
۶. ....
امروز صبح نرفتم سر کار؛ دارم ناهار درست ميکنم؛ بعدش بدو بدو ميرم.
به من بگين چي کار کنم؛ که مهمونم ناراحت نشه منم از کار و زندگي نيافتم و به قول آلماني ها صنديلم رو جلوي در نذارن؟! (اخراج منظورمه.)
آهاي با تجربه ها کمک....!