بيگانه ای در سرزمين ژرمنها
Biganeh
خانه | ارسال نامه نظرات شما| معرفي سايت به يک دوست


بعد از سفر

بعضی وقتها چیزهایی مثل رفتن یه دوست دل و دماغ آدم را حسا بی میگیره، گاهی هم پیدا شدن یه دوست جدید بهت انگیزه میده بنویسی. هر چند که هیچ کدوم جای اون یکی رو نمیگیره. ننوشتن من اما فقط از این بابتها نبود. همونطور که تقریباً پیدا بود مسافر بودم، برای کار و خیلی کم هم دیدار... اون قسمت دیدار هم که با کسالت همراه شد و زودی زمان دیدار را میان سفرهای دکتر و تزریقاتی کوتاه تر از آنچه بود کرد. اگر میخواهی بپرسی چطور بود؟ باید بگم، خیلی فرق نکرد بود: مردم هنوز همونجور گاهی خیلی مهربون ( به زور دعوتت میکردن، اگر هم قبول نمیکردی تقریباً قهر میکردند) گاهی هم نامهربون (یکی دوبار چند تا فحش آبدار از راننده جماعت به خاطر اینکه ازشون میخواستی حق تقدم را رعایت کنند، شنیدم) ، خیابونها همونجور، که یک چند پله شلوغتر اما رنگارنگتر... آسمون یک کم سیاه تر اما آشنا.

وقتی برمی گردی، همه ماجراهای دنباله دار "در راه خانه" را فراموش میکنی ... شاید اوضاع روبه راه و دل و دماغ هم سرجایش بود، بقیه اش را بنویسم. فعلاً کارهای عقب مانده و ریه های چرکی ِ سوغات تهران را عشق است (هی هی انقدر متلک شنیدم که دیگه هوای تهران به شما اونور آبی ها نمی سازه که ...). راستی سوغات شما هم (اینور آبی ها را میگویم شما که خودتان دستتان پر است):

Bah bah!


روز ِ اولِ سفر، در جوار کتاب فروشی های روبه روی دانشگاه، میدان انقلاب و یک ساندویچ فروشی درجه یک انقلابی! خانوم (آقا) تمام دنیا یک طرف، مزه این کوکتل مملکت خودمون یک طرف (غلط نکنم برای میکروباش باشه، که انقدر خوشمزه است)!


بیگانه اي در سرزمين ژرمنها  ارسال در تاريخ جمعه 30 اردیبهشت 1384

در راه خانه 2

مرحله شماره دو

عملیات: نگهداری
شدت: آهسته و پیوسته
زمانبندی : از یک سفر ایران به سفر دیگر
روش : یکی از کمدهای منزل، زیر تخت، در صورت موجود بودن: انباری، چمدان ها و هر سوراخ و سنبه ایی که در منزل پیدا میکنید، به محل لژیستیک، بعبارتی انبار سوغاتِ ایران تبدیل میکنید. در صورتیکه جا برای وسایل شخصی خود کم آوردید، توصیه میشود هر 6 ماه یکبار وسایل اضافه خودتان را ببخشید که مشکل کمبود جا حل شود.

مرحله شماره سه

عملیات: جاسازی و حمل
شدت:ضربتی
زمانبندی : شب قبل از سفر

روش :تمامی وسایل، هدایا و سوغات را از سوراخ سنبه ها جسته و به وسط اتاقی که چمدانهایتان در آن قرار دارد منتقل کنید. در کنار چمدان مقادیر متنابهی هدایا و سوغاتِ دوستان و آشنایانی است که شما بنا دارید،برای عزیزان چشم به انتظار آنها ببرید. اول از همه آنها را جا سازی نمایید، که جا ماندن آنها مشکلات بعدی (بدی!) به دنبال دارد. اینک میتوانید، در کمال آرامش به چیدن (چپاندن) سوغات در چمدان مشغول شوید. فراموش نکنید، هر از گاهی وزن چمدان خود را با وزنه کنار چمدان بسنجید. خب چمدان های شما روی هم بعد از کلی بالا و پایین کردن به 63 کیلو و 250 گرم رسیده است . بلیطتان را بدقت بخوانید. شرکت های هوا پیمایی معمولا 20 تا 25 کیلو گرم را مجاز میدانند. اگر با ایران ایر سفر میکنید 30 کیلو گرم مجاز به حمل هستید. خیالتان راحت باشد که با چانه زدن و کمی، من بمیرم توی بمیری، 40 کیلو را بدون جریمه برده اید. 23 کیلو و 250 گرم چی میشود ؟ خب یا شما جریمه می پردازید، که میکند به عبارت کیلویی 25 یورو که میشود ... برای 23 کیلو خیییییلی زیاد میشود؟ خب یک کمی از اثاث شخصی خود را خالی کنید، فوقش در ایران میخرید. چیزی ندارید؟ همه اش 8 کیلو کمتر شد؟ ای بابا! خیلی خب تا اینجا را داشته باشید. در فرودگاه باید هر طوری شده یک نفر را پیدا کنید که به هیکلش فقط 20 کلیو بار بیاید و بعد یک راست و بدون آمادگی قبلی از این شخص بخواهید 20 کیلو بار شما را روی بلیط خودش بیاورد. رویتان نمی شود؟ په! آدم خجالتی را چه به سفر ایران،آش خاله است، باید پیه آن را به تن بمالید، بوقتش لبخند بزنید و گردنتان را خوب کج کنید، حتماً اثر میکند، روش های معجزه آسای دیگری هم وجود دارد که بوقتش خدمتتان عرض میکنم.

ادامه دارد ...

بیگانه اي در سرزمين ژرمنها  ارسال در تاريخ 5 شنبه 7 اردیبهشت 1384

در راه خانه 1

گمان نکنم که هیچ غربت نشین ایرانی – بویژه از جنس مونثش – از شنیدن کلمه سفر به ایران لبخندی پر معنا بر لب نیاورد! حکایت ما غربتنشین ها و سفر حکایتِ گاهی خنده دار و گاهی غم انگیز است. وقتی صحبتش پیش می آید هرکسی داستانها و روش های خودش را تعریف میکند، مهمترین مسئله هم سوغات است.

مرحله شماره یک

عملیات: خرید
شدت: آهسته و پیوسته
زمانبندی : از روزی که از مهرآبادِ تهران به فرودگاه فرانکفورت (چه میدونم برلین هامبورگ یا آمستردام یا ...) یعنی روزی که به خانه برگشته اید، آغاز میشود و تا روز پرواز بعدی تان به تهران (یک سال، دو سال، سه سال بعد یا بیشتر...) ادامه پیدا میکند.
روش : از تامین اعتبار و بودجه شما صحبتی نمیکنیم، فرض بر این است که شما در این زمینه هیچ مشکلی ندارید و بودجه نامحدودی را برای این امر خطیر در نظر گرفته اید. از فروشگاههای لوازم خانگی تا لوازم ورزشی و بوتیک و ... – متاسفانه کتابفروشی ها را باید قلم بگیرید، آخر کدام از فرنگ آمده ایی "کتاب زبانِ نامادری" سوغات برده است، که شما دومین اش باشید؟ تازه اگر در سرزمین"آختِن پاختِن" گویان (اصطلاح رایج پارسی زبانان برای شبیه سازیِ زبانِ آلمانی) زندگی کنید، احتمال اینکه از جمع سوغاتی گیران یکی به این زبان در حد مطالعه کتب آشنا باشد، بسیار کم خواهد بود. خب، سیاهه به روز عزیزانی که شامل فهرست سوغاتی بگیران میشوند، به صورت یک لیست ثابت در سررسیدتان داشته باشید. متاهل ها: خانواده همسر، خواهرزاده ها و برادرزاده های همسرتان را با تغییرات و تحولاتشان را فراموش نکرده و حتماً به فهرست اضافه نمایید. از همه بی ضرر تر و رضایت بخش تر لباس فروشی ها ست، هم به النسبه سبک است و هم برای همه یک سوغاتِ مناسب پیدا میکنید. در قسمت لباس مردانه به دقت پیراهن ها و شلوار ها، کلاهها، کمر بند ها را برانداز کنید. توجه کنید که از 5 سال تا 75 سال جامعه مورد نظر شما هستند. خب، یک ماشین حساب و ترجیحاً یک آلبوم عکس جدیدِ جیبی به همراه داشته باشید – والا هر چی رشته اید پنبه میشود. بهتر از قبل از خرید مثلاً جویا شوید، آیا کسی در خانواده باردار است – ، اندازه ها را چشمی جمع و ضرب نمایید. در بهترین حالت شلوار ها و تی شرت ها را پرو نموده، اگر کمر شلوار 30 سانت به تن شما زار میزد، ولی قدش اندازه بود (متر پارچه ای یادتان نرود!)، برای مورد شماره 2 ، اندازهِ اندازه است. البته زیاد در بندِ قدِ شلوار نباشید، اگر بلند باشد، همیشه میتوان قد شلوار را کوتاه کرد. حالا برعکس: اگر کمر شلوار به تن شما اندازه بود ولی قدش 30 سانت بلندتر بود، برای مورد شماره 3 عالی است. احتمالاً شما تنها زنِ جوان داخل قسمت مردانه هستید، به روی خودتان نیاورید و به حساب کتاب و پرو ادامه بدهید. برای مورد شماره 1 قید شلوار را بزنید– هر کاری کنید اندازه اش پیدا نمی کنید و باید به جایی که لباس سایز خیلی بزرگ دارند، بروید – در این مورد ادوکلن مردانه از همه مناسب تر است. خب در قسمت مردانه خرید کردن چندان دشوار نیست، تنوع اجناس و رنگشان خیلی زیاد نیست، در ضمن چون آقایان پوشش اسلامی ندارند! لازم نیست فکر کنید، آیا میشود این لباس را روی مانتو یا زیر مانتو به تن کرد یا خیر. اگر سفارش خرید سیسمونی دارید، به جای معطل کردن خود در یک فروشگاه معمولی یک راست به مرکز خرید لباس نوزاد بروید. بیشتر این مراکز خرید خارج شهر و در شهر صنعتی قرار دارند، شما که همیشه تصمیم داشته اید شهر صنعتی را درست و حسابی بگردید، پس یک روز شنبه را به این امر اختصاص بدهید. هم فال است و هم تماشا ... متاسفانه باید از خرید گاری - ببخشید کالسکه - صرفنظر کنید،فکر حملش را هم بکنید. (اگر بچه مچه ایی چیزی داشتید میشد به - جای گاری - ببخشید کالسکه بچه خودتان جا بزنید. اما حالا ... ) خب از همه مهمتر قسمت لباس زنانه است. رنگ ووارنگ شهر فرنگ. لباسِ راحت به تن کنید که بتوانید به راحتی انواع مدل ها و شلوار پیراهن دو پیس سه پیس شلوار کوتاه تی شرت و دامن و ... را به سرعت و بدون مشکلات فراوان برای افراد خانواده و به جای آنها پرو نمایید، توصیه من به شما این است که روزهای بهاری یا تابستانی را انتخاب کنید، نمی دانید با پالتو و کت و ژاکت و دو تا پولور چقدر سرعت عملیات پرو کم میشود. مطمئناً چندین بار یکی از خانمهای مهربانِ فروشنده به شما اصرار خواهد کرد که لباسِ ِاندازه خودتان را برای پرو به شما بدهد، مصرانه مقاومت کنید (آلبوم عکس یادتان نرود، گاهی لازم است بین پروها دوباره کمر یا پشت سوژه مورد نظر را با نمای تمام قد خودتان در آینه مقایسه کنید. توصیه میکنم اصلاً به نگاههای کنجکاو و حیرت زده این گیس بلوندها به شما که در اطاق پرو در حال تماشای آلبوم هستید، توجه نکنید). قبل از بردن انواع اقسام لباس ها به اطاق پرو حتماً سووال کنید، چند دست لباس میتوانید با خودتان به داخل ببرید. فروشگاه هایی را انتخاب کنید، که 5 دست لباس یا بیشتر را مجاز میشمارند: باعث سرعت انتخاب میشود. خودتان حساب کنید، اگر قرار باشد بالای 25 دست لباس را پرو کنید، این اختلاف تعداد لباس ها، چقدر زمان صرفه جویی میکند. فراموش نکنید که خواهران و مادران و دوستان مونث شما نمیتوانند مثلا یک کت تنگ را روی مانتو بپوشند یا یم کلاه خیلی شیک با روسری خیلی مضحک میشود (یاد تله تئاتر های صدا و سیما بخیر) ، خلاصه پوشش اسلامی را فراموش نکنید و ترجیحا چیزهایی بگیرید که مثل شلوار کاپری مشکل ساز نباشند.
اسباب بازی فروشی برای کودکان 1 تا 5 سال بهترین مکان برای خرید سوغات میباشد،اما لطفاً به حجم و وزن اشیاء خریداری شده و همزمان به یکتا چمدانتان (که البته به اندازه کافی غول آسا هست) فکر کنید. هر از گاهی بدون هیچ هدف و یا برای شخص خاصی خرید کنید. مطمئناً هدیه خریداری شده به درد سوغاتی به یکی از عزیزانِ لیستتان یا خارج از لیستتان میخورد. به محتوای آن هم زیاد فکر نکنید از سیخ تا ساعت مچی و قیچی باغبانی روزی به درد این کار میخورند.

ادامه دارد ...

بیگانه اي در سرزمين ژرمنها  ارسال در تاريخ شنبه 2 اردیبهشت 1384