اين چند روزه حسابي آشپز شدم! مهمون داريه ديگه ... جاي همه شما خالي که بيايد و ما بفرما بزنيم .خلاصه قبل از اينکه برم سر کار و زندگي در دانشگاه ۱ غذاي دبش ايروني پسند درست ميکنم ؛ ميز صبحانه رو ميچينم و خودم صبحانه خورده نخورده ميپرم بيرون ... مهمون عزيز هنوز خوابه که ميرم . ما ايروني ها نميدونم چرا انقدر تعارفي هستيم .
اندر حکايات همين قضيه:
مهمون عزيز: بيگانه جان؛ من شب ها اصلا شام نميخورم؛ لازم نيست شام درست کني ...
بيگانه جان: د... بي شام که نميشه عزيز من . درست ميکنم.
مهمون عزيز: ببين نه آخه تو اين همه کار داري. صبح کله سحر ميري؛ شب هم ۸-۷ شب مياي؛ ديگه نميرسي. منم که شب ها اصلا شام نميخورم؛ شب سنگين ميشم ...
بيگانه جان: خوب من اگه دير ميام <و کارم زياده | اينو نگفتم ديگه >شما خودتون يه چي درست کنين؛ يخچال که پر هست؛ قفسه هام هر چي بخواين هست
مهمون عزيز: نه من شب ها اصلا شام نميخورم؛ حالا ۱ حاضري چيزي بد نيست. مثلا اين پنير هاي فرنگي که انقدر هم متنوع هست؛ بااين نون هاي آلماني که ۱۰۰ رقم هست خيلي خوبه. با کره و از اين جور مخلفات ...
(بعد ۱۰۰من بميرم تو بميري؛ ۲ شب برنامه به اين ترتيب اجرا شد.)
ديشب:
بيگانه جان: شام ۱ بسته کلم ترش (کلا کوچکترين بسته اش ۲۵۰ گرمي هست Sauer Kraut و يک جور کلم هست که با سرکه درست کردن و عذاي محلي آلماني ها و سوييسي ها ست) و شما هم خيلي دوست دارين گذاشتم . با چند تا سوسيس هم گذاشتم واسه تون. <اونم دوست داره >خوراک لوبيا هم گذاشتم چند دقيقه ديگه جا ميافته. پنير منير هم ميارم ديگه .
مهمون عزيز: ببين ميشه ماکاروني هم درست کني؟!
بيگانه جان: ...؟؟؟!!!
از ديشب منوي غذا رو عوض کردم . نميخوام پشت سرم برن صفحه بذارن بگن مهمون هامو رو از گشنگي ميکشم.
نتيجه اخلاقي: اگه مهمون ايروني داشتين هر چي گفت برعکسش عمل کنين.
***
پيوست: ...يا شايدم من زيادي آلماني شدم؟!