درست بیست ماه پیش یعنی نوامبر سال 2004 تصمیم گرفتم: "من هم بازی ...!"
از وقتی که یادم می آید (بگمانم جام 1982 بود) ، جام جهانی را دوست داشتم، هیجانش را، بازی ها را، حاشیه شان، پیش بینی نتیجه ها و ...
وقتی آلمان برای جام جهانی 2006 کاندید شد، فکر نمی کردم، بتوانم بازی ها را ازنزدیک ببینم چه برسد به اینکه من هم "بازی" باشم.
شهرما، میزبان جام جهانی است. نوامبر 2004 به لحاظ حرفه ام که در زندگی روزمره به انحاء مختلف حضور دارد با کمیته میزبانی جام جهانی آشنا شدم و تصمیم گرفتم: "من هم بازی ...!". از آن زمان هفته ای چند ساعت از به اصطلاح "بودجه" ناچیز اوقات فراغتم و لا به لای 101 کار دیگر اصلی ام برای کمیته برگزاری شهرمان کارهایی که در تخصصم و نیاز آنها بود، انجام دادم. تجربه ایی فراموش نشدنی و بختی بلند ...! این جام جهانی شاید حتی بازی ها را نتوانم ببینم، چرا که بعنوان یک تکه کوچکی از جورچین عظیم (پازل جام جهانی 2006) که این روزها در حال تکمیل شدن است باید در بخش دیگری انجام وظیفه کنم.
آنوقت ها که ما برای میزبانی مسابقات کار و برنامه ریزی می کردیم، همه چیز دور و دست نیافتنی بود، آنقدر که هیچ کسی جز تعداد اندکی به جام فکر نمی کرد. امروز، وقتی که در خیابان های شهر قدم می زنم ومی بینم همه آن طرح ها و ایده ها جان گرفته اند، فقط می توانم، نگاه کنم و لبخند بزنم. شما هم وقتی بازی ها را می بینید – چه این جام، چه جام های دیگر – فراموش نکنید، پشت این دستاورد بزرگ (مثل هر رویداد عظیم دیگر) ساعت ها تلاش ِ صدها، بلکه هزارن انسان مرئی و نامرئی است که همه چیز را، از تخلیه چاه توالت های موقت گرفته تا جای چادرهای امداد و ... اندیشه کرده اند و از این جام درس بگیریم – نه برای میزبانی یک جام – بلکه برای هدفهای بزرگی که پیش روی مان داریم. بازهم می گویم – چرا که گفتنش هزار باره بایسته است: "دانه بکارید، سبز خواهند شد. حتی اگر میوه هایش را من و تو هرگز نبریم".
چه باک که دانه هایتان را سرما بزند (دانه های مرا هم بارها زده است) دوباره بکارید و بسیار ...
پی نوشت: شاید برایتان جالب باشد بدانید، رهبری و طراحی ایده های این میزبانی (که بسیاری از این ایده ها در 9 شهر دیگر از دوازده شهر آلمانی میزبان جام جهانی الگوبرداری و تصویب شده اند) با زن ِ جوانی است. وقتی که بدانید حتی در آلمان هم زنان در سمت رهبری و مدیریت اندکند، تلاش و موفقیت "بریگیته" بیشتر به چشم می آید. خوشحالم که توانستم بازهم همکاری با زنی از تبار زنان نمونه دنیا را تجربه کنم، زن مبارزی که می تواند تو باشی.
بیگانه اي در سرزمين ژرمنها ارسا ل در تاريخ 2 شنبه 15 خرداد ۱۳۸5